الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

117

منطق مقارن (فارسى)

است كه محققان آن را در اين باب ذكر نكرده‌اند . 5 - ضرورت مطلقه : يعنى حتميت بدون هيچ شرط و قيد خارجى به گونه‌اى كه جز تحقق موضوع ، شرط ديگرى در آن راه ندارد و با تحقق موضوع محمول نيز تحقق خواهد يافت . مانند : هر انسانى بالضروره حيوان است . اين قضيه را " ضروريه مطلقه " گويند و تنها در سه مورد تحقق مىيابد : 1 - در مورد حمل ذات بر ذات - مانند : هر انسانى بالضروره انسان است . 2 - حمل ذاتى بر ذات مانند : هر انسانى بالضروره حيوان است . 3 - حمل لازم ماهيت بر ماهيت ، مانند : هر چهارى بالضروره زوج است . 6 - ضرورت ازليه - كه در آن به ثبوت محمول براى موضوع بدون هيچ شرطى حتى شرط وجود موضوع حكم مىشود . اين قضيه را " ضروريه ازليه " نامند . و لكن صاحب " تلويحات " آن را " ضرورت مطلقه و " جبر مطلق " و " وجوب مطلق " ناميده است . چنين قضيه‌اى تنها در مورد ذات مقدس الهى و صفات او تحقق مىيابد مانند " الله تعالى بالضروره عالم يا موجود است " زيرا موضوع آن موجودى است ازلى و ابدى و بنابراين ديگر اشتراط وجود در آن بىمعنى خواهد بود . * * * اگر ايراد شود كه در ضروريه مطلقه نيز نبايد وجود موضوع شرط شود زيرا انسانيت و حيوانيت و زوجيت ، ذات و يا لازم ذات انسان و عدد چهار هستند ، بدون اينكه وجود را در آن دخالتى باشد . چه اينكه ماهيت انسان با قطع نظر از وجود خارجى حيوان بوده و فرض اين ماهيت ، بدون حيوانيت ممكن نيست ؟ . در پاسخ اين ايراد بايد گفت : كه چنان كه قبلا هم اشاره نموديم قضاياى متعارف و جارى در علوم و محاورات ، قضايايى هستند كه داراى حمل شايع مىباشند و گفتيم كه ملاك حمل شايع اتحاد در وجود است و نه در